|
ببخشید یه لحظه ((من این شعرا وتمام شعرای وبلاگم رو از توی مجله ها و کتابها بر داشتم وهیچ کدوم از اونا رو برای فرد خاصی ننوشته ام،روی هیچ کدوم از عکسای وبلاگم هم اسم وبلاگم رو ننوشته ام تا شما عزیزان دلم اگه خواستین ازشون استفاده کنین واسه وبلاگتون))
کـــــــــــــاش در امتداد نگاه تو به غروب می نگرم و به خورشید که ذره ذره سقوط می کند و به ساحل که آهسته آهسته در خود فرو می رود و به خودم که قطره قطره آب می شوم... ...کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود ¤ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ¤
خوبـــــــــــــــی کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود ¤-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ¤
من و تو راه گریزی نیست من وتو باید برویم دور،نزدیک فاصله مهم نیست مهم این است کهدر گذر زمان خاطراطمان را به دست باد نسپاریم مهم این است که به یاد هم باشیم حتی اگر از هم دور باشم پس بیا سوگند بخوریم که تا ابد با هم و برای هم بمانیم خوب من
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/27 توسط فاطمه |
اگه یه روز اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی دم که ساکتت کنم... ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم ¤- ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ¤
نـــــمـــــی تــــونــــــی اگه کسي رو دوست داشته باشي، نمي توني تو چشماش زل بزني. نمي توني دوري شو تحمل کني، نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري، نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري، واسه همينه که عاشقا ديوونه مي شن ¤- ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-¤
تــــنـهــــایــــی مترسك رو دوست ندارم زيراپرنده ها رو مي ترسونه ولي دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه ¤-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ¤ + نوشته شده در شنبه 1385/06/25 توسط فاطمه |
سلام دوستان عزیزم.ببخشید اگه چند وقتی بود که آپ نکرده بودم ، آخه رفته بودیم یه جایی که نمیگم کجا . اونو بی خیال ادامه رو بخونین ادامه مطلب + نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19 توسط فاطمه |
تمام شعرهایم بوی تو را می دهند اما نه تو نیستی فقط مترسک تنهایی خیال توست که ناخواسته حتی کبوتران را هم فراری می دهد *****************
گندمها دور شدند تا خوشه ی آخر مترسک اما در حسرت نان ماند *****************
زندکی تجربه ی یک لبخند زندگی روشنی آینه است بر عطشناکی لبهای زمین زندگی باران است زندگی بسته ی فرمان تو نیست زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید رویید در پس این باران گاه باید خندید بر غمی بی پایان + نوشته شده در دوشنبه 1385/06/06 توسط فاطمه |
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/05 توسط فاطمه |
|
| ||||||